امروز یکی از بهترین روزهای زندگیم بود .

صبح را با استرس زیادی شروع کردم چون امتحان رانندگی داشتم میگفتند سرهنگی که امتحان میگیره از قبلی خیلی بهتره ولی باز استرس ولم نمیکرد.

بلاخره بعد از کلی انتظار در سرما و یخبندان نوبتم شد اول ازم خواست با یه  پراید پارک دوبل بزنم خوشبختانه پارکم خوب بود بعد بهم گفت که از پارک دربیام و برم دنده دو با اینکه هول شده بودم ولی خداروشکر خوب رفتم فقط وقتی سر ماشین از پارک در اومد ایست نکردم و بهم گفت اینجا بی دقتی کردی همون لحظه قلبم ریخت وقتی یه مسافتی رابادنده دو طی کردم گفت که پارک کنم راهنمای چپ زدم و رفتم کنار جاده...

 لحظات نفس گیری بود...چند لحظه به کاردکسم نگاه کرد و گفت پیاده شو... نمیدونستم قبولم یا رد! رفتم جلوی پنجره وشناسنامم  را داد دستم و گفت برو آموزشگاه تا من بیام..گفتم:قبول شدم؟برگشت گفت :کی گفت قبول شدی فقط برو آموزشگاه تا من بیام.

ماشین که حرکت کرد  هنگ کردم بعد یادم اومد به مردودی ها کاردکسشون رو میداد و به من نداده اونجا شک کردم که قبول شدم یا نه! تا دم آموزشگاه تو شک بودم وقتی رسیدم دوستام بهم تبریک گفتند که قبول شدم ولی خودم باورم نمیشد دوستم گفت که چون کاردکس رو نداده و بهت گفته بیای آموزشگاه قبول شدی!

از خوشحالی دلم میخواست جیغ بکشم و بالا و پایین بپرم !

من از این امتحان سخت و پراز استرس موفق بیرون آمده بودم...

چند دقیقه بعد افسر آمد و کاردکسمان را تایید کرد و یه قبض 2500 تومانی برای پست پرداخت کردیم تا 20 روز دیگه گواهینامه رانندگی بیاد دم خونمون!

خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم خیلی کمکم کرد که استرسم کم بشه و بتونم موفق بشم

حس خیلی خوبی دارم بازم خداروشکر

 این هم ماشینی هست که در آینده ی نزدیک مال من خواهد شد!!

 

لبخند