حضور تو

وقتي آمدي

روياهايم باور پذير شد

و با آرزوهايم بر پهنه ي آسمان آبي بال گشوديم

قبل از آمدنت

هر ثانيه آرزويي درونم متولد مي شد

ولي حالا ديگر هيچ آرزويي به سراغم نمي آيد

ميدانم

ميداني؟

تمام آرزوهايم تو بودي....

/ 3 نظر / 6 بازدید
سعيد

انار کوچک بود.دانه ها ترکيدند.انار ترک برداشت. خون انار روی دست ليلی چکيد. ليلی انار ترک خورده را از شاخه چيد. مجنون به ليلی اش رسيد. خدا گفت :راز رسيدن فقط همين بود. کافی است انار دلت ترک بخورد . ببين متن ها و شعرا واقعا از خودته؟!!خيلی قشنگن

مصطفی

سلام! درسته من شعر بلد نيستم و حرفام قشنگ نيست.ولی يه دل عاشق دارم که هيچ کس نداره

بهاره

سلام واقعا زیبا و دل انگیز بود پیش منم بیا[گل]